تبلیغات


هر روز صدها مطالب خواندنی و سرگرمی و خبری از سراسر اینترنت فقط در بروفان

اسم های پسرانه ایرانی که با حرف الف شروع می شوند

نام های پسرانه فارسی که با حرف الف شروع می شوندابتین آبتین، انسان نیکو کار، روح کامل، از شخصیت های شاهنامه، نام پدر فریدون (پادشاه پیشدادی)ابرارهاپدر عالی مقام، اسم یکی از پیامبران بزرگ ملقب به خلیل الله، نام سوره ای در قرآن کریماپرنگاسم پسر ساماپرویزپرویز، از شخصیتهای شاهنامه فردوسی و نیز اسم “خسرو دوم” پادشاه ساسانیاترکنام رود مرزی در شرق ایران که به دریای خزر می ریزد.اترینآترینا، آذرین، نام پسر اوپَدرَم که به نوشته سنگ نوشته بیستون در زمان داریوش پادشاه هخامنشی در خوزستان یاغی شد و خود را پادشاه خوزستان خواند.اخشادنام پادشاه فرغانهاخشیداسم پادشاه سمرقندادنابه فتح الف، به معنی کمترین، جزئی ترین، نازلترین، از واژه های قرآنیادیانکنایه از مرد درشت هیکل و قوی، مرکب تندرو و فربهاذرخش آذرخش، صاعقه، رعد و برق، نام نهمین روز ماه آذراراد آراد، نام روز ۲۵ ام از هر ماه شمسی در ایران باستان که در این روز نو پوشیدن را مبارک و سفر را شوم می دانند.ارانحنا که به دست و پا و محاسن زنند، نام قلعه ای قدیمی در شهر قزوینارباداسم یکی از سرداران داریوش سوم پادشاه هخامنشی اسم ایرانیارباسنام یکی از سپاهیان مادی اردشیر دوم پادشاه هخامنشیارتا آریامرکب از آرتا (راستی و درستی) + آریا، آریایی درستکار، اسم پسر خشایار پادشاه هخامنشیارتاریا ارتا آریا، مرکب از آرتا (راستی و درستی) + آریا، آریایی درستکار، ایرانی درستکار، نام پسر خشایارشاه (پادشاه هخامنشی)ارتافریننام برادر داریوش پادشاه هخامنشیارتاناسم پسر ویشتاسب و برادر داریوش اول پادشاه هخامنشیارتمننام یکی از سرداران مادی در زمان کوروش پادشاه هخامنشیارتنگارژنگ کتاب مصور مانیارتینآرتین، عاقل و زیرکارجاسبارجاسپ، دارنده اسب با ارزش، از شخصیت های شاهنامه فردوسی، نام پادشاه توران و چین در زمان گشتاسپ پادشاه کیانیارجاسپصاحب اسب با ارزش، از شخصیتهای شاهنامه، نام پادشاه توران و چین در زمان گشتاسپ پادشاه کیانیاردنام چند تن از پادشاهان اشکانیاردااسم موبدی در زمان اردشیر بابکان پادشاه ساسانیاردشیرآن که حکومت مقدس دارد، شهریاری و پادشاهی مقدس، از شخصیتهای شاهنامه، نام مؤسس سلسله ساسانی (فرزند ساسان)اردمنام سوره های بزرگ کتاب زند و پازنداردوانیاری کننده درستکاران، از شخصیتهای شاهنامه، نام چند تن از پادشاهان اشکانیاردی دادداده اردیبهشتاردیانمقدساردینراستینارزیننام فرماندار پارس زمان حمله اسکندر به ایرانارژناز شخصیت های شاهنامه فردوسی، نام سالار مازندران در زمان کیکاووس پادشاه کیانیارساسم رودی در مرز شمالی ایرانارسامنام پسر داریوش پادشاه هخامنشیارسنبه فتح الف و سین، مجلس، بزم، انجمن، مجمعارسیازلال و شفاف مانند اشک چشم، به کسر الف اول، مرکب از ارس (اشک چشم) + یا نسبتارسیمانماینده داریوش سوم پادشاه هخامنشی برای گفتگو با اسکندرارشآرش، عاقل و زیرک، از شخصیتهای شاهنامه، نام پهلوان نامدار ایرانی در زمان منوچهر پادشاه پیشدادی که در تیراندازی بسیار توانا بوده است.ارشامرد مقدسارشاسبدارنده اسبهای نر، از نامهای ایران باستانارشاکارشک، اشک، نام موسس سلسله اشکانی است او یکی از یزرگان قوم پارت که در سال ۲۵۶ ق.م بر سلطان سلوکی طغیان کرد و سلسله اشکانیان را بنا نهاد.ارشامآرشامهارشان(به فتح الف و کسر یا سکون ر) مرکب از ارش به معنای عاقل و دانا + ان پسوند کثرت یا مداومت  بسیار دانا، بسیار هوشمند، نام پسر اردشیر دوم پادشاه هخامنشیارشانوشاز نامهای باستانیارشاویرارشویر، نام یکی از پادشاهان اشکانیارشزنام سردار اشکانیارشکاشک، هم چنین نام مؤسس سلسله اشکانیارشکانلقب چند تن از پادشاهان اشکانیارشناسب نرارشویرنام یکی از پادشاهان اشکانیارشیاتخت پادشاهی، هزوارش و هم ریشه با “عرش” عربی است.ارشیزارشز، نام سردار اشکانیارفشنام یکی از پهلوانان گرشاسب نامهارماسبصاحب اسب آرام، نام یکی از سرداران هخامنشیارمانآرمان ، آرزو، از شخصیتهای شاهنامه، نام سردار خسروپرویز پادشاه ساسانیارمانکاز شخصیت های شاهنامه، یکی از دو شاهزاده پارسایی که تصمیم گرفتند آشپز دربار ضحاک شوند تا بتوانند یکی از دو جوانی را که هر روز برای غذای ماران ضحاک کشته می شدند، از مرگ برهانند.ارمایلارمانکارمین آرمینارناکرزمجوارنوشنعره و صدای ببراروادنیرومنداروندنام رودی در ایراناریادر زبان کلدانی به معنی برج اسد، درخت آمله که دارای میوه هایی ترش و کوچک مانند آلو است.اریاسبنام یکی از سرداران کوروش پادشاه هخامنشیاریامنآرامش دهنده، خوشبختی دهنده، نام دریا سالار شجاع و رشید خشایارشاه پادشاه هخامنشی در جنگ سالامیناریسزیرک، هوشیارازدرمنسوب به پاک، طاهر و پاکیزه، تمیز و مرتباسپندیاداسفندیار، آفریده مقدس، از شخصیتهای شاهنامه، نام پهلوان ایرانی، فرزند گشتاسپ شاه ایران و کتایون دختر قیصر روماسپندیاراسفندیار،آفریده مقدس، از شخصیتهای شاهنامه، نام پهلوان ایرانی، فرزند گشتاسپ شاه ایران و کتایون دختر قیصر روماسپیتامنصورتی از سپیتمان، لقب خانوادگی زرتشت نام سردار ایرانی در زمان اسکندر مقدونیاسپیتمنیکی از سرداران ایران در زمان داریوش هخامنشیاستاسیساز مخالفین سلطه عرب در ایران در زمان خلیفه عباسیاسترادر گویش سمنان ستاره،نام همسر یهودی انوشیروان که مدفن او در همدان استاسفندیارآفریده مقدس، از شخصیتهای شاهنامه، نام پهلوان ایرانی، فرزند گشتاسپ شاه ایران و کتایون دختر قیصر روماشتادراستی، درستی، در دین زرتشتی نام ایزدی که راهنمای مینویان و جهانیان است، نام روز بیست وششم از هر ماه شمسی در ایران باستان، از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از دلاوران ایرانی در زمان خسروپرویز پادشاه ساسانیاشک نازمرکب از اشک و ناز، کنایه از دختر زیبا روی و لطیفاشکانمنسوب به اشکاشکبوساز شخصیتهای شاهنامه، نام دلاور تورانی و از فرماندهان سپاه خاقان چیناشکشاز شخصیتهای شاهنامه، نام دلاور ایرانی و از فرماندهان سپاه کیخسرو پادشاه کیانیاشناساسم افشین و چند تن دیگراشومقدساغریرثصاحب گردونه پیش رونده، از شخصیتهای شاهنامه، پسر پشنگ و نبیره فریدون پادشاه پیشدادیافراسیاببه هراس افکننده، از شخصیتهای شاهنامه، نام پادشاه تورانی، پسر پشنگ و نبیره تور پسر فریدون پادشاه پیشدادیافرودفرود، از شخصیت های شاهنامه فردوسی، نام پسر سیاوش و جریره و برادر کیخسرو پادشاه کیانیافریدونفریدون، از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر آبتین و فرانک، از پادشاهان پیشدادی ایران و به بند کشنده ضحاک ماردوشافشینمعنی اسم افشین: سردار ایرانی که بابک خرمدین را دستگیر کرد. با همت؛ ﻧﺎﻡ ﺳﺮدار ﻣﻌﺮوﻑ ﻣﻌﺘﺼﻢ ﺧﻠﯿﻔﻪ ﻋﺒﺎﺳﯽاکلیانام پسری در شعر نیما یوشیجالبرزمرکب از کوه +بلند نام رشته کوهای شمالی ایران که سرتاسر شمال ایران از مغرب به مشرق کشیده شده است.الچینال (ترکی) + چین(فارسی)، ایلچین ، برگزیده ایلالچینال (ترکی) + چین (فارسی)، ایلچین، برگزیده ایلالکوساز شخصیتهای شاهنامه، نام دلاور تورانی و از سپاهیان افراسیاب تورانیالله دادالله (عربی) + داد (فارسی) داده خداوند نام پسر ایرانیاللهیارالله (عربی) + یار (فارسی) آن که خداوند یار ویاور اوستالوااز شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از دلاوران ایرانی و نیزه دار رستم پهلوان شاهنامهالونداروند، اسم کوهی است در جنوب همدان، هم چنین به معنی دارای تندی و تیزیالیادال (ترکی) + یاد (فارسی)، ایلیاد به یاد ایلالیادال (ترکی) + یاد (فارسی)، ایلیاد به یاد ایلالیارال (ترکی) + یار (فارسی)، ایلیار یار ایلالیارنام یکی از پهلوانان خورشید شاه در داستان سمک عیارالیارال (ترکی) + یار (فارسی)، ایلیار یار ایلالیاننام یکی از پهلوانان خورشید شاه در داستان سمک عیارامام قلیامام (عربی) + قلی (ترکی)  غلام امام، نام پسر کوچک تر نادر شاه افشارامیداشتیاق یا تمایل به روی دادن یا انجام امری همراه با آرزوی تحقق آن ، تکیه گاه، محل پناهامیر ارسلانحاکم شجاع، پادشاه شیر دل، قهرمان یکی از داستانهای بسیار مشهور ایرانی که نقیب الممالک نقال ناصرالدین شاه آنرا روایت کرده است.امیرپارسامرکب از امیر و پارسا، حاکم خداترسامیرکسریمرکب از امیر (عربی) به معنای حاکم و فرمانروا + کسری (فارسی) به معنای خسرو و پادشاه است.اندریماناز شخصیتهای شاهنامه، نام دلاور تورانی از سپاهیان افراسیاب تورانیاندماناز شخصیتهای شاهنامه، نام پسر طوس سردار ایرانی و از سپاهیان کیخسرو پادشاه کیانیاندیاناز شخصیتهای شاهنامه، و بنا به بعضی از نسخه های شاهنامه نام یکی از سرداران فریدون پادشاه پیشدادیانوشبی مرگ، جاودانانوش زادزاده جاویدان، نام پسر خسرو انوشیروان پادشاه ساسانی، هم چنین از شخصیتهای شاهنامهانوشتکینانوش (فارسی) + تکین (ترکی)، پهلوان جاودانی، از نامهای تاریخیانوشتکینانوش (فارسی) + تکین (ترکی)، پهلوان جاودانی، از نامهای تاریخیانوشروانانوشیروان، دارای روان جاوید، نام یکی از پادشاهان نامدار ساسانی ملقب به دادگر، پیامبر (ص) در زمان این پادشاه متولد شدانوشیروانمعنی اسم انوشیروان: دارای روان جاوید، نام یکی از پادشاهان نامدار ساسانی ملقب به دادگر، پیامبر (ص) در زمان این پادشاه متولد شداهرناز شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری رومیاهورادر فرهنگ ایران باستان، خداوند، وجود مطلق و هستی بخش، خدای بزرگ ایرانیان باستان و زردتشتیان، وجودی که صورت ظاهر ندارد و حیات بخش ،یکتا ،بی همتا،بزرگ و دانای مطلق است.اهورا مزدااهورامزد، هرمزد، اورمزد، هرمز، معنی اصلی این کلمه سرور دانا است و در متون زردشتیان به معنی خدای بزرگ استفاده شده است.اهورادادخداداد یا آفریده خدااهورامزدهرمز، نام روز اول از هر ماه شمسی در ایران قدیم، نام ستاره مشتری، نام یکی از پادشاهان ساسانیاوتانادارای اندام زیبا، نام یکی از یاران داریوش یکم پادشاه هخامنشی اسم ایرانیاورداداهورداد، خداداد، نام یکی از سرداران کوروش پادشاه هخامنشیاورمزدهرمز، از نامهای خداوند در آیین زرتشت،نام روز اول از هر ماه شمسی در ایران قدیم، نام ستاره مشتری، نام یکی از پادشاهان ساسانیاورمزدیارخدایاراورندتخت پادشاهی، شکوه، از شخصیتهای شاهنامه، نام پدر لهراسپ شاه ایران و از نوادگان کی پیشتن پادشاه کیانیاورنگتخت پادشاهی، فر و زیباییاوریادنام روستایی در نزدیکی سنندجاوژنبه زمین افکننده، از بین برنده دشمناوستانام کتاب مقدس زرتشتیاناوشهنگهوشنگ، پسر سیامک پادشاه پیشدادی ایراناولاداز شخصیتهای شاهنامه، نام پهلوانی در مازندران در زمان کیکاووس پادشاه کیانیایرانیاریار ایرانایرجپهلوی از شخصیتهای شاهنامه، نام کوچکترین پسر فریدون پادشاه پیشدادی ایرانایریکآریاییایزددر فرهنگ ایران باستان، هر یک از فرشتگانی که اهمیت آنها پس از امشاسپندان است، خداوندایزد پناهآن که خداوند پناه و حامی اوست، نام یکی از سرداران هخامنشیایزدبدنام یکی از سرداران زمان هخامنشیایزددادداده خداوند، آفریده خداوند، نام دانشمندی در زمان اردشیر بابکان پادشاه ساسانیایزدگشسپاز شخصیتهای شاهنامه، نام دبیر انوشیروان پادشاه ساسانیایزدیارکسی که خداوند یار و یاور اوست، نام یکی از شخصیتهای منظومه ویس و رامینایلااز شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از فرماندهان سپاه افراسیاب تورانیایلگارخداوندگار، قدرتمند ، مرکب از ایل به معنای خداوند یا هر موجود صاحب قدرت + پسوندافاده فاعلیت (گار)ایلیاراستگوی بزرگ، نام حضرت علی (ع) در توراتایلیادنام منظومه حماسی از شاهکارهای ادبیات جهان درباره جنگی به همین نام که بین مردم یونان و تراوا در گرفت. (ایلیاد و اودیسه)ائیریاایرج، خوش چهره و زیباروی مثل آفتاب

گزارش تخلف

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.

تبلیغات لینکی

جدیدترین اخبار

داغ ترین اخبار