تبلیغات


هر روز صدها مطالب خواندنی و سرگرمی و خبری از سراسر اینترنت فقط در بروفان

فرهنگ ضعیف نمی توان کشور قوی ساخت

فرهنگ ضعیف نمی توان کشور قوی ساخت

فرهنگ ضعیف نمی توان کشور قوی ساخت به گزارش «تابناک باتو»؛ فرهنگ هر کشوری مانند عکسی است که در قابی نهاده شده و قاب آن چارچوبی است که از تاریخ، ادبیات، باورها و منش نامدارانش ساخته شده است. ادبیات به عنوان یکی از اضلاع این چهارچوب مجموعه ای از کلام رایج و تکرارشونده است که نمودهای فاخر آن آثار شعرا و نویسندگان نامدارش است و جریان اصلی اش زبان و کلام رایج در جامعه.

بخشی از زبان و کلام رایج، ضرب المثل ها و عبارات کلیشه ای زبان هستند. شدت تکرار و رواج ضرب المثل ها به آنها قدرت شکل دادن به شخصیت و رفتار افراد جامعه را داده است. زبان فارسی گنجینه ای از امثال پر معنی و مفهوم است که در قرون متمادی در گوش ما نشسته و به فرهنگ ما جهت داده اند. اما برخی از این ضرب المثل ها آینه ی ضعف های فرهنگی ما هستند.

به چند تا از آنها اشاره می نمایم: خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو: به جرأت می گویم که این ضرب المثل توصیف کوتاه و گویایی از شخصیت ماست. این مثل به تظاهر و دورویی شکلی موجه و ریشه دار می بخشد و پنهانکاری و فریب دیگران را موجه می شمارد.

صورتش را با سیلی سرخ نگه داشته: این ضرب المثل نیز کنایه از حفظ ظاهر و جور دیگر نشان دادن خود است.

حرف راست را باید از بچه شنید: ریشه ی بی اعتمادی ایرانیان به یکدیگر، و به حاکمیت، در این ضرب المثل هویداست. باور به اینکه هیچ کس راست نمی گوید مگر کودک.

چو فردا شود فکر فردا کنیم: شالوده ی این عبارت بر نفی برنامه ریزی و آینده نگری است و داشتن چشم انداز دراز مدت را ارزش نمی داند.

کار را که کرد، آن که تمام کرد: ایرانی اهل کار گروهی و همکاری نیست. ما سعی داریم که کار را به نام خود تمام کنیم و حاصل تلاش دیگران را به نام خود بزنیم. از سوی دیگر ارزش مطلق شمردن نتیجه ی نهایی و دست کم گرفتن فرایند، بخشی از رفتار بارز ما ایرانیان است. اگر در دولتهایمان می بینیم که همه تشنه ی افتتاح پروژه ها، ولو اگر واقعاٌ پروژه به پایان نرسیده باشد، هستند، حاصل همین تفکر است. دولتها می خواهند تمام کننده ی کار جلوه کنند و فرایند انجام کار را پیشرفت و ارزش قلمداد نمی کنند.

از این ستون به آن ستون فرج است: چرا ما اهل کار ریشه ای نیستیم و بیشتر به معلول ها می پردازیم تا علت؟ به اوضاع اقتصاد کشور نگاه کنید! تصمیماتی که آثار کوتاه مدت دارند و هدفشان حل مسأله نیست، بلکه طفره رفتن از اصل موضوع و یافتن یک راهکار موقت است. این ضعف فرهنگی ما ریشه در تفکر برخاسته از همین ضرب المثل دارد.

دیگی که واسه من نجوشه، سر سگ توش بجوشه: خودخواهی، محترم نشمردن حقوق دیگران و منفعت گرایی در رفتارهای اجتماعی ما از مصادیق این ضرب المثل هستند.

از این گونه ضرب المثل ها در ادبیات ایرانی کم نیستند. البته در برابر آنها مثلهایی مانند «کار نیکو کردن از پر کردن است» یا «کم گوی و گزیده گوی چون در» هم وجود دارد. اما در فرهنگمان نیک که بنگریم، پژواک مثلهای سازنده کمتر از مثلهای بازنده به چشم می خورد.

ما برای اینکه ملتی با فرهنگ همراستا با توسعه و بالندگی شویم، نیاز به پالایش فرهنگی داریم؛ ضرب المثل هایی که زمانی چشمه های حکمت و معرفت تلقی می شدند، امروز جوش های چرکین شخصیت ما شده اند. افتخار یک فرهنگ این نیست که مرتب خود را با پیه های فرهنگی فربه کند، این است که بتواند زیر بار سنگین اصلاح برود و وزن زائدش را بریزد و اندامی زیبا بیابد. این گونه امثال بدحِکَم باید از زبان رایج ما گرفته شوند و به پستوی ادبیات فرستاده شوند.

هرچه بیشتر اندیشه می کنم باورم راستین تر می شود که با فرهنگ ضعیف نمی توان کشور قوی ساخت. حاکمیت ایرانی هم انعکاس فرهنگ گرفتار در چارچوب تاریخ، ادبیات، باورها و منش نامدارانش است. هر چهار پایه بد و خوب دارد و ما در بدیهایش خبره تر از خوبیهایش شده ایم. این کاستی تصادفی نیست زیرا فرهنگ بد، فرهنگ خوب را آلوده و گوشه گیر می کند، به مانند ویروسی که به جان سالمی می افتد. باید در زدودن فرهنگ بد کوشید تا فرهنگ خوب زاینده تر شود.
یادداشتی از پدرام سلطانی

گزارش تخلف

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.

تبلیغات لینکی

جدیدترین اخبار

داغ ترین اخبار