تبلیغات


هر روز صدها مطالب خواندنی و سرگرمی و خبری از سراسر اینترنت فقط در بروفان

لوسیانو ادینیو: نیمی از قلبم ایرانی است

هفته نامه شماره یک - محمدرضا مدنی: لوسیانو ادینیو از محبوب ترین بازیکنان خارجی است که در این سال ها به ایران آمده و دل خیلی از طرفداران فوتبال را برده است. این برزیلی خوش خنده که علاقه زیادی هم به ایران و مردمش دارد، این فصل بار دیگر به تبریز و تراکتورسازی برگشته تا بر محبوبیت قبلی اش بیفزاید. او حالا با خانواده اش از شب های سرد تبریز دور از گرمای برزیل لذت می برد. تازه ترین حرف های مهاجم پنج گله تیم پرشورها را بخوانید تا از برنامه هایی که این بازیکن برای آینده فوتبالش در ایران و برزیل دارد، مطلع شوید. تازه ترین گفتگوی ادینیو بعد از دو گلی که به گسترش فولاد تبریز زد را می خوانید.

یکی دیگر از دربی های تبریز را هم با برد به پایان رساندید.

- خیلی از این بابت خوشحالم که توانستیم هواداران مان را خوشحال کنیم.

باز هم گل زدی.

- کار من گل زدن است. باید گل بزنم و اگر گاهی نمی زنم ایراد دارد. (خنده)

اولین گل این لیگ را هم خودت زدی.

- بله! فکر کنم یکی از خبرنگارها به من گفت که بازی اول با استقلال خوزستان که گل زدم، هنوز در هیچ بازی گلی رد و بدل نشده بود، برای آن گل خیلی خوشحال بودم.

ادینیو: نیمی از قلبم ایرانی است

چرا؟

- خب به امیر قلعه نویی قول داده بودم که گل بزنم. گفته بودم می خواهم در این بازی گل بزنم و وقتی توانستم خیلی زود این کار را بکنم، به او گفتم که دیدی به قولم عمل کردم.

رابطه ات با قلعه نویی خوب است؟

- رابطه من با همه خوب است. او هم که جای خودش را دارد. من همیشه با سرمربی تیم خوب هستم چون کاری که می خواهد را انجام می دهم و دلیلی ندارد که رابطه ام با سرمربی بد باشد.

اولین چیزی که امیر قلعه نویی از تو خواست چه بود؟

- شاید باور نکنید ولی او از من خواست که بدنم را به فرمی که او می خواست برسانم. او خیلی به بدنسازی تیم و بازیکنانش اهمیت می دهد و اگر بداند بدن بازیکنش در حد عالی است، آن وقت راحت تر درباره او برنامه ریزی می کند.

و تو چه کردی؟

- من هم از او خواستم برنامه به من بدهند تا بدنم را به جایی که می خواهد برسانم. آن اوایل فصل که به تراکتور برگشته بودم هم بدنسازی تیم را انجام می دادم و هم بدنسازی اختصاصی می کردم. کارم دشوار بود ولی این را دوست داشتم چون می دانستم در نهایت به نفع خودم است. به هر حال بازیکن هر چه سنش بالاتر می رود، در معرض آسیب دیدگی های بیشتری است.

الان وضعیت بدنی ات خوب است؟

- خیلی عالی است. در این مدت که دو بار هم لیگ تعطیل شده بود، با تیم هم بدنسازی کردم و الان خیلی خوب هستم.

دربی تان با ماشین سازی حال و هوای بهتری داشت! این طور نیست؟

- طبیعی است. ماشین سازی تیم قدیمی و پرتماشاگری است. ما هم که طرفداران خودمان را داریم ولی گسترش تیم پرطرفداری نیست. فقط از این نظر که ما هر دو تبریزی بودیم، دربی بود وگرنه خیلی شبه بازی های دربی نبود. (خنده)

پنج هفته ای بود که گل نمی زدی ولی از بازی با فولاد موتور گلزنی ات روشن شد. دلیل خاصی داشت؟

- نه1 مهم این بود که هم تیمی هایم گل می زدند. خودم هم در برخی بازی ها تا مرگز گلزنی می رفتم اما بدشانسی می آوردم یا دروازه بان حریف خیلی خوب کار می کرد. یکی از آن بازی ها که اصلا از یادم نمی رود، بازی با نفت آبادان بود. آن روز خیلی موقعیت داشتم گل بزنم ولی حسن هوری خیلی خوب کار می کرد و هر چه زدم و بقیه بچه ها زدند، او گرفت.

حالا دوباره راه افتادی.

- راه افتادم ولی لیگ از حرکت افتاد . متاسفانه این اتفاق خیلی بدی است که لیگ به این سرعت تعطیل می شود. ما هر بار بعد از تعطیلات افت کردیم و تا دوباره خواستیم به خودمان بیاییم، لیگ را تعطیل کرده اند. این برای ما اصلا خوب نیست. تراکتورسازی تیمی نیست که نیازی به بدنسازی یا کار تاکتیکی داشته باشد. فقط باید بازی کنیم. ما هر چه بیشتر بازی می کنیم، بیشتر آماده می شویم ولی متاسفانه این تعطیلی ها راه پیشرفت ما را می بندد.

انگار خیلی از این وضعیت دلخوری؟

- نه! من تابع برنامه های تیم و باشگاهم هستم. هر قدر بازی باشد، بازی می کنم و هر قدر هم تعطیلی باشد، من هم استراحت می کنم. دلم برای هواداران تراکتور می سوزد. آنها دوست دارند بازی تیم شان را ببینند. وقتی بازی باشد، حس و بازی و فوتبال در همه شهر تبریز پخش است و وقتی بازی نباشد، آن شور و حال از بین می رود.

چطور؟ مگر این را حس می کنی؟

- البته که حس می کنم. من با فوتبال بزرگ شده ام و از روزی که به دنیا آمدم دلم و روحم با فوتبال بوده است. وقتی بازی می کنیم و می بریم یا مساوی می کنیم، همه شهر با نتیجه بازی ما حال شان تغییر می کند. برده باشیم، همه جا خوشحالی است و  وقتی مساوی کنیم همه درباره اش حرف می زنند و آن را آنالیز می کنند ولی وقتی هیچ بازی نباشد، فوتبال هم از یاد همه می رود. وقتی فوتبال از یاد مردم برود، حس و انرژی کمتری از طرف آنها به ما منتقل می شود. این یک ارتباط دو طرفه است.

مثل روانشناس ها حرف می زنی...

- فوتبال مثل زندگی است. شما وقتی با دوستان و فامیلت رابطه کمی داشته باشی، از آنها هم خبر نداری و انرژی از آنها نمی گیری ولی وقتی بروید و بیایید، همه در غم و شادی هم شریک می شوید. فوتبال هم با طرفدارانش زنده است. وقتی فوتبال بیست و خرده ای روز تعطیل می شود، روح فوتبال از بین مردم دور می شود و باید دو سه بازی برگزار شود تا دوباره به جریان بیفتد ولی متاسفانه باز هم لیگ تعطیل می شود.

در برزیل این همه تعطیلی ندارید؟

- نه! آنجا تعطیلی لیگ داریم که برای تیم ملی است ولی نه این همه.

اما کی روش با این تعطیلی ها نتیجه اش را هم گرفته است؛ قبول داری؟

- البته! من هم باشم خیلی از این وضعیت استفاده می کنم. من ایراد را به کی روش نمی گیرم. اصلا در جایگاهی نیستم که درباره برنامه های این مربی بزرگ حرف بزنم ولی فکر می کنم اگر مسئولان فوتبال ایران درباره باشگاه ها بیشتر دلسوز باشند، متوجه فوتبال و زندگی این رشته که هر چند هفته یک بار متوقف می شود، دل شان می سوزد. فوتبال باید در جریان باشد. این رشته مانند رودخانه است و اگر جلویش را ببندید، از تازگی و طراوت می افتد. فوتبالی که در حال برگزاری نباشد، فوتبال نیست و یک بازی ساکن می شود.

با این حساب تو باز هم تا چند هفته گل نمی زنی؟

- نمی دانم. من که دوست دارم بعد از این تعطیلی ها باز هم گل بزنم و با گل برگردم ولی چه کنم که ممکن است این اتفاق رخ ندهد.

ادینیو: نیمی از قلبم ایرانی است

بهانه که نیست؟

- شکر خدا همه مرا می شناسند که چقدر دوست دارم گل بزنم. همین الان 40-30 تا تی شرت با شعارهای مختلف دارم که برای گل های بعدی و شادی گل هایش آماده کرده ام. اگر از گل زدن بدم می آمد که این همه وقت صرف نمی کردم.

شعارهای زیر لباست را با کمک چه کسی انتخاب می کنی؟

- بیشترش را خودم می گویم. گاهی هم همسرم کمک می کند و بعضی هایش را هم تیمی هایم کمک می کنند. خالد شفیعی شیرازی است و ذوق خوبی دارد.

امیر قلعه نویی ایرادی به این کارت نمی گیرد؟

- او مربی بزرگی است و خیلی حرفه ای فکر می کند. قلعه نویی اصلا به این مسائل کوچک که با شادی بازیکنانش ربط دارد، کار ندارد. او هر جا لازم باشد با ما صحبت می کند و بیشتر هم مسائل فنی است نه بحث های اخلاقی. البته این را هم بگویم که ما آنقدر بازیکن باتجربه داریم که امیر قلعه نویی نیازی ندارد بخواهد به کسی بگوید چه کار کند و چه کار نکند.

ابتدای فصل به شما می گفتند تیم پیرمردها! تو هم جزو آنهایی؟

- من 34 ساله هستم و البته خودم را 34 ساله نمی دانم چون از نظر بدنی با یک بازیکن 28 ساله به راحتی رقابت می کنم ولی اگر هم این را برای من گفته باشند فکر می کنم با پنج گلی که تا اینجا به ثمر رسانده ام ثابت کرده ام که می توانم در حد یک بازیکن بیست و پنج ساله برای تراکتورسازی مفید باشم.

تا چه سنی بازی می کنی؟

- تا سنی که بدانم می توانم برای تیمی که عضو آن هستم مفید باشم. بی عار نیستم که برای خودم بد و بیراه سکوها را بخرم. شکر خدا از نظر مالی هم تا اینجای فوتبالم خوب درآمد داشته ام و از این به بعد هم برای زندگی خانواده ام تلاش می کنم و هر زمان حس کنم نمی توانم مثل این روزها بازی کنم و کورس بگذارم و گل بزنم، قطعا از دنیای فوتبال خداحافظی می کنم.

نشد برای تیم ملی ایران بازی کنی؟

- نمی دانم این کارم درست بود یا نه! خیلی از فوتبالیست ها این کار را کردند و موفق هم شدند با تیم های ملی دیگر کشورها به جام جهانی بروند و تجربیات دیگری کسب کنند ولی من در این امر موفق نشدم.

دوست داشتی کی روش تو را هم انتخاب می کرد؟

- اتفاق خوبی بود ولی دیگر نشد و نمی دانم چه بگویم. جام جهانی در برزیل بود و شاید خدا نخواست که من در کشورم به این شکل بازی کنم. نمی دانم چه می شد اگر با لباس تیم ملی یک کشور دیگر در کشور خودم بازی می کردم. آن زمان که گفته بودم حاضرم برای تیم ملی ایران بازی کنم شاید به این شکل به این مسئله فکر نکرده بودم.

یعنی الان خوشحالی که این اتفاق رخ نداد؟

- هم بله هم نه! نه برای اینکه اگر انتخاب می شدم و برای تیم ملی ایران در برزیل بازی می کردم، در رزومه فوتبالم حضور در جام جهانی را هم داشتم. این می توانست در همه زندگی من تاثیر مثبت داشته باشد و اتفاقات خیلی بزرگی را برایم در زندگی رقم بزند. می توانست خیلی کارها را برایم راحت تر کند. قطعا روی رقم قراردادم هم تاثیر می گذاشت و خلاصه زندگی ام را زیر و رو می کرد و از طرفی چون بازی در خاک کشورم برگزار می شد، ممکن بود به نوعی در رسانه های برزیل انعکاس دیگری داشته باشد. البته قبل از من خیلی ها این کار را کرده بودند و اتفاقی هم رخ نداده بود اما ... نمی دانم. حتما خدا نخواسته این اتفاق برایم رخ بدهد.

به قسمت اعتقاد داری؟

- من خانواده معتقدی دارم و مادرم همیشه از کودکی به ما می گفت که ما در زندگی هر کاری انجام بدهیم، خدایی هست که ما را می بیند و برای کارهای ما پاداش و جزا در نظر می گیرد. او برای این از ما می خواست که در زندگی همیشه به دیگران کمک کنیم و مراقب خانواده مان باشیم. از کارهای بد دور باشیم. به ما می گفت خدا همه کارهای ما را تحت نظر دارد و گاهی برخی چیزها که به نفع ما نیست را او قبل از ما می داند و برای این اگر اتفاقی که منتظرش بودیم نیفتاد، نباید ناراحت باشیم.

به بازی با گسترش برگردیم. مسابقه با گل های تو به اوج زیبایی اش رسید.

- انصافا یکی از سخت ترین بازی های این فصل ما بود. ما در کمتر بازی این همه تحت فشار بودیم. گسترش مربی دارد که خیلی خوب تراکتور را می شناسد و می دانست چطور به ما ضربه بزند. برای همین هم در طول بازی خیلی ما را اذیت کردند. آنها از هر دو جناح خوب به دروازه ما نزدیک می شدند و کار را برای ما سخت کرده بودند.

ایرانپوریان بیشتر از اینکه دفاع باشد آن جلو بازی می کند!

- این از خصوصیات خوب بازی محمد است. او پاس گل اول را به من داد و این اولین بارش نبود که تا آنجا پیش می آمد. این از خصوصیات کار سرمربی مان است. امیر قلعه نویی از این سبک بازی خوشش می آید که همه تیم در کار دفاعی و کار حمله اتحاد و همبستگی داشته باشند. اگر به بازی ما دقت کنید می بینید که در زمان دفاع تقریبا همه تیم ما به عقب جمع می شود و هر گاه هم که حمله می کنیم غیر از دو بازیکن که عقب می مانند بقیه از چپ و راست به دروازه حریف حمله می کنیم.

با اینکه بنیان دیزل سکوهای خوبی دارد ولی ورزشگاه پر نشده بود! هواداران تان کجا بودند؟

- این همان مشکلی است که قبل تر به آن اشاره کردم. ما نباید لیگ را با وقفه مواجه کنیم که این اتفاقات هم رخ می دهد. البته باز هم هواداران ما خوب آمده بودند ولی حتم دارم وقتی یادگار امام درست شود، کار شکل بهتری پیدا می کند.

چه زمانی یادگار آمام آماده می شود؟

- من از کجا بدانم. هر جا به من بگویند بازی می کنم. اتفاقا در این مدت که در ورزشگاه اختصاصی خودمان بازی می کردیم با اینکه کار در زمین آنجا دشوار بود ولی ما نتایج خوبی در آن زمین گرفتیم. فقط جا برای پرشورها کم بود. حتم دارم اگر یادگار آماده شود، می توانیم روزهای بزرگی را در آن استادیوم رقم بزنیم.

کمی هم از خودت بگو! چه شد که دوباره به ایران برگشتی؟

- خیلی دلم می خواست شرایطی فراهم شود که باز هم در ایران باشم. در این مدت کوتاه که در خارج از ایران بازی می کردم هم با ایرانی هایی که ارتباط داشتم، قطع رابطه نکرده بودم و هنوز هم از وضعیت اینجا مطلع بودم.

ادینیو: نیمی از قلبم ایرانی است

چرا؟ دلیل این موضوع چیست؟

- من در دو استان مهم ایران بازی کردم و با مس و تراکتور به خیلی از شهرهای شما سفر کردم. عجیب بود که با وجود اینکه من در تیم رقیب شهرشان بازی می کردم ولی مردم شهر دیگر به من ابراز محبت داشتند. خیلی دوست داشتم بدانم این به چه دلیل است تا اینکه توانستم فارسی را تا اندازه ای یاد بگیرم. بعد به من گفتند که چرا مرا دوست دارند.

چرا؟ دلیل اینکه مردم ایران از تو خوش شان می آید چیست؟

- همه از این می گفتند که برزیلی ها را دوست دارند. مردم ایران خیلی به برزیل علاقه دارند و من به این خاطر است که همیشه می گویم ایران وطن دوم من است.

این را در برزیل هم گفته ای؟

- بله! من بارها در مصاحبه هایی که در برزیل داشتم در این باره حرف زدم و گفتم که در کشور شما چه اندازه به تیم فوتبال کشورم علاقه مند وجود دارد. دوستانم که با من ارتباط دارند، هر بار با من حرف می زنند می پرسند نمی خواهی سری هم به برزیل بزنی؟ اینجا (برزیل) وطن اصلی ات است...

اما ایرانی ها فقط تیم ملی تان را دوست دارند، می دانی؟

- بله. خب مشخص است که به خاطر پخش نشدن بازی های لیگ فوتبال برزیل در ایران است. ما تیم های خیلی خوبی داریم ولی چون کشورمان در نیم کره جنوبی است و ساعت کشورمان با آسیا و اروپا نزدیک نیست، بازی های مان کمتر دیده می شود. حتم دارم اگر بازی های لیگ ما را ببینید خیلی از آنها خوش تان می آید. کلی تکنیک و گل های زیبا در آن رد و بدل می شود. از این بابت خود ما هم خیلی ناراحت هستیم ولی لیگ مان در برزیل طرفداران بسیار زیادی دارد و برای هر بازی دست کم 40 هزار تماشاگر به استادیوم می روند.

شاید به این دلیل هم بود که می خواستی ایرانی شوی؟

- بله! گفته بودم اگر این موضوع قطعیت پیدا کند، تابعیت ایرانی را می پذیرم اما شرایط به گونه ای پیش رفت که از این کار صرف نظر کردم. فرقی نمی کند، اینکه یک مهر در پاسپورت من بزنند که ایرانی ام دلیل بر علاقه بیشترم به ایران نیست و اگر هم نزنند دلیل بر کاهش علاقه ام نیست. من و خانواده ام ایران را دوست داریم و اینجا خیلی به ما خوش می گذرد. نیمی از قلب من به ایران تعلق دارد.

اما در آن برهه خیلی جدی بودی؟

- بله گفتم که خیلی جدی بودم و دوست هم داشتم این اتفاق بیفتد. الان هم می گویم که بعد از برزیل در دنیا، ایران را دوست دارم و در ایران هم تراکتورسازی را از همه تیم ها بیشتر دوست دارم.

برای همین ابتدای فصل به پرسپولیس نرفتی؟

- برانکو خیلی به من لطف دارد. او مربی بزرگی است و من این را می دانم. با این حال وقتی بحث دعوت این باشگاه پیش آمد، به آنها گفتم اگر از تراکتورسازی پیشنهادی نداشته باشم، درباره پرسپولیسی شدن فکر می کنم که اتفاقا تراکتورسازی از من دعوت به همکاری کرد و به خواسته قلبم رسیدم.

چرا این همه تبریز را دوست داری؟

- همه چیز این شهر را دوست دارم، مخصوصا هوای خوبش را در تابستان که در تهران اردو داشتیم، از گرمای تهران پختیم. من از کشوری می آیم که هوایش معتدل و گرم است به این خاطر بیشتر طرفدار هوای خنک و حتی سرد هستم. این طور هم نیست که مانند برخی از برزیلی ها که از هوای سرد فراری هستند، از هوای سرد دوری کنم. تبریز هوایی عالی دارد.

خب! وقتی به تبریز برگشتی چه شد؟

- وقتی از تهران به تبریز برگشتیم و در هواپیما باز شد، مثل در فریزر که مقابلت باز می شود، هوای خنک تبریز مرا به بهشت برد و به دوستان هم تیمی ام گفتم که وای که چقدر من عاشق هوای تبریزم.

خانواده ات هم تبریز هستند؟

- بله. هم پسرم و هم دخترم هر دو با همسرم به اینجا آمده اند و آنها هم از هوای خوب تبریز لذت می برند.

فرزندانت چند ساله هستند؟

- دو ساله و چهار ساله.

ادینیو: نیمی از قلبم ایرانی است

اسم های شان چیست؟

- دخترم «انجل» است و پسرم «اندری». البته دخترم بزرگ تر است و فرزند اولم.

دخترت درباره ایران چه چیزی می داند؟

- همسرم در این مدت درباره ایران خیلی مطالعه کرده است. او همه چیز را به او می گوید. ما می دانیم که ایران تاریخ بزرگی دارد و مردمش از تمدن بالا و قدیمی برخوردارند. دخترم الان خیلی چیزها درباره ایران می داند و تا حدی هم زبان فارسی را یاد گرفته است.

دوست داری پسرت هم فوتبالیست شود؟

- همه امکانات را برایش فراهم می کنم. این دیگر بستگی به خودش دارد. البته او یک برزیلی اصیل است، قطعا به فوتبال علاقه خواهد داشت و نمی توان او را از توپ و فوتبال دور کرد ولی من صبر می کنم تا خودش به من بگوید به چه چیزی علاقه دارد. اگر بخواهد فوتبالیست شود حتما کمکش می کنم.

برای آینده شان چه برنامه هایی داری؟

- ابتدا باید تحصیلات شان را تمام کنند. اگر ما نتوانستیم خوب درس بخوانیم و برای پول در آوردن سراغ فوتبال رفتیم، این برای بچه های مان نباید تکرار شود. وقتی شرایط برای تحصیل و درس خواندنشان فراهم است، باید درس بخوانند. دنیای آنها در سال های 2040 که آنها 25 یا 27 ساله هستند با دنیای امروز خیلی خیلی تفاوت دارد. سرعت پیشرفت علم را می بینیم و من نمی خواهم فرزندانم در سنین جوانی از این نظر از هم سن و سال های شان عقب باشند.

از زندگی ات راضی هستی؟

- عاشق همسر و فرزندانم هستم. زندگی با آنها را با دنیا عوض نمی کنم. ما برزیلی ها هم مثل شما ایرانی ها خانواده دوست هستیم و به این موضوع خیلی اهمیت می دهیم. از آنها نیستیم که بعد از بزرگ شدن، پدر و مادرمان را فراموش کنیم و آنها را خانه سالمندان بگذاریم. ما هم به رفت و آمد با برادر و خواهر و دایی و خاله اهمیت زیادی می دهیم و همیشه بهانه ای برای دور هم جمع شدن داریم. معتقدیم این شکلی زندگی کردن خیلی بهتر است و کمتر اجازه می دهد با مشکلات زندگی روبرو شویم. وقتی دور هم هستیم مشکلات را هم راحت تر از سر راه بر می داریم.

با این حساب دلت برای خانواده و فامیلت تنگ شده است؟

- هر روز دو سه بار با برزیل ارتباط تصویری داریم. همسرم با خانواده اش و من هم با خانواده خودم. با وجود اپلی کیشن های تلفن تصویری دیگر فاصله ها معنی زیادی ندارند و همه مدام با هم در ارتباط هستیم. البته آنها دل شان برای دختر و پسرم خیلی تنگ شده است.

کجای برزیل زندگی می کنی؟

- در شهر کوچکی در نزدیکی ریودوژانیرو به اسم «ویتوریا». یکی از شهرهای زیبای اطراف ریو است که آنجا را خیلی دوست دارم. شهرک خوشگلی است که تعدادی از فوتبالیست ها در آنجا زندگی می کنند و محیط خوبی برای زندگی دارد.

در ایران هم که لابد فقط تبریز؟

- بله. البته ایران هم شهرهای زیبایی دارد ولی من بیشتر از همه تبریز را دوست دارم.

اوقات فراغتت را چطور سپری می کنی؟

- همه کار می کنم. گاهی فیلم می بینم، گاهی فوتبال نگاه می کنم و برخی اوقات هم وزنه می زنم. با دوستان ایرانی هم بیرون می روم. حالا که خانواده ام هستند هم به جاهای زیبای تبریز می روم. البته من کمتر اوقات فراغت دارم.

ادینیو: نیمی از قلبم ایرانی است

چطور؟

- خب باید به کارهای شخصی ام هم رسیدگی کنم. من برزیل بیزنس دارم و باید از طریق شرکایم مسائل کاری ام را پیگیری کنم.

در برزیل چه کار می کنی؟

- به هر حال برای آینده فرزندانم کارهایی می کنم که در آینده آنها سختی نکشند.

مگر خودت کودکی سختی داشتی؟

- بله! البته از این بابت اصلا ناراحت نیستم و مطمئنا اگر دوران سختی نداشتم، الان در این جایگاه نبودم. همیشه سختی بد نیست و گاهی باعث می شود تا تلاش کنید که به وضعیت بهتر برسید. من هم در آن سال های کودکی ام آن قدر در کوچه ها و زمین خاکی های برزیل بازی کردم تا اینکه مرا دیدند و به تیم های باشگاهی راه یافتم.

به فرزندانت درباره ایران چه می گویی؟

- پسرم که هنوز خیلی کوچک است ولی همسرم با دخترم درباره ایران حرف زده و او به خوبی می داند مردم ایران خیلی با محبت هستند. به ویژه تبریزی ها که مرا خیلی دوست دارند. باید از این طریق به آنها بگویم که من و خانواده ام هم آنها را خیلی دوست داریم.

خوراکی های خوب تبریز را می شناسی؟

- بله که می شناسیم. چلوکباب های تبریز که وااااای! خیلی خوب است با کره محلی که سفید است. هر وقت آنها را می خورم، می خواهم تمرین کنم.

در تراکتور با کدام بازیکن بیشتر دوست هستی؟

- با خالد شفیعی. البته با همه دوست هستم.

آرزویت چیست؟

- شاید باور نکنید ولی آرزو دارم تراکتور قهرمان شود تا تبریزی ها خوشحال شوند. این تیم باید قهرمان شود. من درباره این تیم خیلی مطالعه کردم و دیدم که اصلا در ایران قهرمانی نداشته اند و این برای تیمی با این همه پتانسیل خیلی عجیب است. این فصل من و بقیه بچه ها هم قسم شده ایم که این هدیه مهم را به هواداران تبریزی تراکتورسازی بدهیم. امیدوارم بتوانیم این آرزوی محقق نشده شان را برآورده کنیم.

به آقای گلی هم فکر نمی کنی؟

- البته که فکر می کنم. من یک بار در ایران آقای گل شدم و می دانم تا چه اندازه در فوتبالم تاثیر می گذارد. الان هم خودم را در کورس قرار دادم و فکر می کنم اگر کمی خوش شانس باشم حتما می توانم به این مهم برسم. البته برای موفقیت تراکتورسازی هم که شده حتما این کار را می کنم. در این راه همه بچه ها هم کمکم خواهند کرد. این چیزی است که از آنها خواسته ام و قولش را گرفته ام.

حرف آخر؟

- از همه تبریزی ها ممنونم که به من لطف دارند و امیدوارم بتوانم محبت شان را جبران کنم.

گزارش تخلف

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.

تبلیغات

جدیدترین اخبار

داغ ترین اخبار